احساس خیس

شبی بارونيم امشب، چقدر این کوچه خاموشه

 چقدر احساس من خیسه، چقدر دنباله آغوشه



 کنار کوچه کز کرده، هوا که مثل من سرده

 و باز پرگار افکارم  به دور کوچه می گرده



  کسی که خاطرات اون همیشه بوده کابوسم

 نمی فهمم چرا تو خواب دارم لبهاشُ می بوسم


 هنوزم باورش سخته ، چطور  شد  باورش کردم

 چه جوری عاشقش بودم که عمرُ پرپرش کردم


 صدای ترمز ماشین،  طناب خواب ها پاره

 دوباره می پرم از خواب تک و تنها و بیچاره


 خدا، از خاطرم  رفته چطور از خاطرت بردم

 میونه اون همه میوه چی شد که  گندمُ خوردم


چرا غافل شدم وقتی خبر داشتم همین آشه

 که هرکی خربزه خورده باید پا لرزشم باشه


 قبول دارم خطاکارم، خطا کردم، خطا گفتم

  قبولم کن خداوندا به دست و پات می افتم


 برای توبه می دونم که همواره دری وا هست

 برای جان سپردن چی؟ تو آغوشت ببین جا هست؟


 ببین جا داره آغوشت برا ی آدم تنها

 برای یک نفر حوا که دیگه سیره از دنیا