چه...
چه قدر سخته تو چشمای کسی که تمام عشقت رو ازت دزدید...
و به جاش یه زخم همیشگی رو به قلبت هدیه داد... زل بزنی و...
به جای اینکه لبریز کینه و نفرت شی... ، حس کنی هنوزم دوسش داری...
چه قدر سخته دلت بخواد سرت رو باز به دیواری تکیه بدی که یه بار زیر آوار غرورشهمه وجودت له شده ....
چه قدر سخته تو خیالت ساعتها باهاش حرف بزنی
اما وقتی دیدیش چیزی جز سلام نتونی بگی....
چه قدر سخته وقتی پشتت بهشه
دونه های اشک گونه هاتو خیس کنه اما مجبور باشی بخندی
تا نفهمه هنوزم دوسش داری ....... هنوزم دوسش داری .......
چه قدر سخته گل آرزوهاتو تو باغ دیگری ببینی
و هزار بار تو خودت بشکنی و... اون وقت آروم زیر لب...
بگی : گل من باغچه نو مبارک...
گل من باغچه نو مبارک...
+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم مرداد ۱۳۹۲ ساعت 16:37 توسط S001
|
اینم زندگی نامه ی من..